<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ایرانمند میآفریند</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com</link>
<description>داستانهای آیندنگر</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 26 Mar 2018 15:42:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>خردوش</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/16</link>
<description>خردوش بهمن روز بهمن ماه ۸۵۷۶ - «هوشآباد» اباختر «نهادیران» ایرانسپهر هوشنگ، هوشمند و هوشیار سه برادر همزاد تیزهوش سازندگان نخستین هوش ساختگی درستین در برابر فرزانه، فرنوش و فرزان، دو خواهر و یک برادر شگفت انگیز آفرینندگان نخستین خرد ساختگی راستین را میدیدند. خانواده «فر» از خانواده «هوش» پرسشهایی داشتند. شما میگویید هوشی که ساخته اید فراتر از خرد است؟ فرزانه آرام پرسید. هوشنگ آرام سر تکان داد و با آوایی سنگین گفت آنچه ساخته شده فراهوش است و میتواند دستکم</description>
<pubDate>Mon, 26 Mar 2018 15:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>فرامهر</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/15</link>
<description>فرامهر مهر هم خورشید است هم نور و هم خود مهر . از اینرو مهر هستی است و هستی مهر است . آیا فراتر از مهر هم هست؟ مهرداد از خود پرسید . میتواند باشد گرچه میتواند همان مهر باشد . مهرداد اروندهایی داشت که او را وامیداشت بیاندیشد باید فرامهری باشد . او بارها فرامهر را دریافته بود . برای او فرامهر با اینکه همان مهر بود هرچند سوا از خود مهر بود . فرامهر سهشی بود از مهری آسمانی . فرامهر چون مهر سپهرین یا مهرسپهر است .</description>
<pubDate>Wed, 17 Feb 2016 22:44:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>اسپندگان</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/14</link>
<description>اسپندگان اسپندروز اسپندماه ۸۸۹۵ – اسپندآپاد اَباختر اسپند مازیار بر آن است به همسر و دخترش ارمغان ویژه ای پیشکش نماید . ماهرو همسرش و ماهدخت دخترش هر دو شیفته گل هستند . گلستانها در اسپندآپاد تازه کشت شده اند و در جاهای دیگر اباختر اسپند هم همینگونه است . برای جشن اسپندگان شاید نمیتوان گل تر و تازه ای یافت گرچه از اباختران دیگر ایرانسپهر گلهای گوناگون به اسپند و شهرشان اسپندآپاد میرسد . میتوان هرگونه گل یا گلهای دلخواه را در یک چشم بهم زدن فراهم آورد هرچند</description>
<pubDate>Mon, 16 Feb 2015 14:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>فراگاه</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/13</link>
<description>فراگاه هر دو بخش این واژه دو مینا دارند . خود این واژه دربردارنده مینایی بس ژرف است . هوشیار اندکی اندیشید و نگاههای دانشجویان را ژرف نگریست . آنگاه سخن خود را پی گرفت . فراگاه از یکسو بمینای آگاهی فراترست و از سویی بمینای جا و زمان فراتر و بسیار نیکست که هر دوی اینها ما را به یک مینا میرسانند، مینایی یگانه . مینا از دانشجویان تیزهوش دانشگاه « اوشنر دانا » از استاد پرسید : این چه مینای یگانه‌ایست که هم آگاهی فراترست و هم گاه فراتر؟ « هوشیار کامیار » از</description>
<pubDate>Sun, 04 May 2014 19:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>پندارگویان پیوسته</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/12</link>
<description>پندارگویان پیوسته در سراسر کشور ساختار پشت پرده گسترده و نیرومندی پدید آمده بود که کاروندش روزبروز بیشتر بر سر زبانها میافتاد. این سازمان سایه وار دربرگیرنده گروهی بود که میتوانستند با یکدیگر از راه اندیشه گفتگو کنند بی آنکه سخنی بر زبان رانده باشند. آنها بنام پندارگویان شناخته میگردیدند و تواناییهای گرانباری در بکاربردن مغزشان داشتند. آنها میتوانستند از نزدیک یا دور اندیشه هر کسی را دریابند و از راه مغزی سخن آنکس را بشنوند یا اینکه سخن خود را به مغز دیگری</description>
<pubDate>Sat, 26 Jan 2013 17:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>پردیس دریای پارس</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/11</link>
<description>پردیس دریای پارس ۲۱ تیرماه سال ۸۹۷۷ خورشیدی برابر با ۲۴۹۷ ترسایی - «فرشهر» اَباختر «ایرانوند» همه چیز روی اَباختر «ایرانوند» ساختگی بود. از هوایش بگیر تا دریایش هرچند که بسیاری خواستار زندگی در اباختران دیگر ایرانسپهر بودند شمار گسترده ای نیز خود را با ویژگیهای فراگرد زیستی ایرانوند سازگار نموده بودند. از آن میان دو تن بنامهای «فرنوش سیمین» و «پیمان آفتاب» هستند. آنها کارشان در زمینه آفرینشهای فرادانش پنداشتی است و سال گذشته پاداش سترگی برای گزینش پژوهش</description>
<pubDate>Sat, 03 Nov 2012 14:58:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>گروه بغتا</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/10</link>
<description>گروه بغتا شهبد، فرناز، سیامک، سوزان و سپیده روی دستگاه نوین و شگرفی کار میکردند. بگونه میانگین نزدیک نیم روز از هر شبانروز را در آزمایشگاه و پیرامون دستگاه نوینشان سپری مینمودند. برنامه این گروه پژوهشی دستیابی به شیوه ای بود که داده ها را از راه موجهای ویژه ای به بخش بایگانی مغز هومن سرازیر سازند. برای نمونه یک هومن میتوانست در زمان کوتاهی دانستنیهای یک دفتر بزرگ را در اندیشه خود بیاد بسپارد. میشود گفت برنامه بزرگ و شکوهمندی برای هومنها بود.</description>
<pubDate>Sat, 22 Sep 2012 15:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>پندارهای آرمانی</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/9</link>
<description>پندارهای آرمانی در جهانها و آماجهای بزرگ و بی در و پیکر خویش گمگشته بود. گمان میکرد برای آیندگان کار میکند و کارش پیگیری و پایداشت خواستهای گذشتگان است. در پیرامونش کمتر کسانی میدانستند که او چه میکند. شاید بشود گفت در پیرامون وی کمتر از انگشتان یک دست دوست پیدا میشد. نه اینکه او دشمنان بسیار داشت. او در خودش بود و زمان برای دیگران نداشت. جهانها و آماجهای او به اندازه ای والا بودند که دیگر برای خودش هم زمانی بازنمانده بود.</description>
<pubDate>Sat, 01 Sep 2012 17:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>باهماد شیروخورشید</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/8</link>
<description>باهماد شیروخورشید هموندان &quot;باهَماد شیروخورشید&quot; همگی همپوشهای زرین و رخشنده ای بر تن داشتند. بر سینه یکایکشان نشان شیر و خورشید و شمشیر بگونه ای انداختاری شده بود که سیمای خورشید چهره شیر بود و پرتو فروغ خورشید افزون بر اینکه یالهای شیر بود پیکردهنده دوازده شمشیر نیز بود. سه نماد شیر و خورشید و شمشیر در این انداختار بگونه شگرف و هنرمندانه ای در هم آمیخته شده بودند و با هم یک نشان رسامند و پیشرفته را پدید آورده بودند.</description>
<pubDate>Sun, 29 Apr 2012 13:56:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>هفتاب</title>
<link>https://iranmand.blogfa.com/post/7</link>
<description>هفتاب هفتاب نام اَباختری است بسان بهشت. آنها که پردیس را باور ندارند اگر سری به آن اباختر بزنند و نیکیهایش را از نزدیک دریابند در یک آن هر گونه دودلی خود را درباره هستی بهشت کنار خواهند نهاد. هفتاب یکی از اباختران گردشگاهی ایرانسپهر است با آرمانشهرهای بسیار. اباختر بزرگی نیست، خُرد هم نیست. در اندازه ای است که در سده نود و پنجم زرتشتی روزانه پذیرای ده به توان ده میهمان و کیهانگرد ایرانی و انیرانی است.</description>
<pubDate>Thu, 01 Mar 2012 10:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>iranmand</dc:creator>
<guid>iranmand.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
</channel>
</rss>
