دستکشهای زرین پدر
دستکشهای زرین پدر

« رویین » شادمان روزنامه بامداد را بر میز گذاشت. بخش ورزشی روزنامه که آنرا سیر
خوانده بود این سربرگ را داشت : " سامی مشتزن نامی ". زیر این سربرگ درشت نگاره
ای بود که یک مشتزن نو را نشان میداد. جوانی با چهره ای استوار و اندامی تنومند و بس
ورزیده.
فردای آنروز رویین هنگام تماشای گزارش ورزشی دگرگون شده بود. « سامی » قهرمان
جهان را به پیکار فرامیخواند. رویین دلش سخت گرفت. با اندوه نمایشگر را خاموش کرد و
در اندیشه فرو رفت. نگاهی به دستکشهای زرین آویخته به دیوار انداخت.
رویین مشتزنی را از باشگاه « پولادین » ایرانشهر آغاز کرده بود. در ۲۲ سالگی
هنگامیکه برای یک پیکار به لاس وگاس رفته بود با دختری آشنا شده بود. این آشنایی به
پیوندی ناکام انجامیده بود.
رویین سپس به ایران بازگشت و در همانسال قهرمان اَبَرسنگین مشتزنی جهان گردید.
رویهم شصت و هشت پیکار را پشت سر نهاده بود. هرگز در هیچ پیکاری از پا نیافتاده و
شکست نیافته بود. او ۴۸ سال داشت و هنوز شکست ناپذیر مانده بود. هنوز قهرمان جهان
بود.
برگزاری پیکار برنامه ریزی شد و سه ماه پس از آن سامی و سرپرستانش به ایران آمدند.
ورزشگاه « گُهَرمان » کرمان که پنجاه هزار تن گنجایش داشت آوردگاه پیکار پدافند از
قهرمانی جهان برگزیده شده بود.
پیش از آغاز پیکار بسته ای بدست سامی رسید. سامی بسته را باز کرد و یک جفت دستکش
زرین یافت. در بسته نامه ای نیز بود. سامی نامه را برداشت و چنین خواند :
" سامان پسر گرامیم، این دستکشهای زرین یادگار پدربزرگ توست.
آنها پیروزی آفرینند. پدرت رویین."
سامی با سراپوش و کفشهای آراسته به پرچم آمریکا و دستکشهای زرین با سرپرستانش از
رختکن بیرون آمد و با گذر از میان تماشاگران به آوردگاه گام نهاد.
سراپوش را که درآورد اِزارش نیز آراسته به پرچم آمریکا بود. نامش بلند خوانده شد :
"سامان، فرزند رویین قهرمان جهان در پی قهرمانی جهان."
از آنسو ناگهان شور و غریو تماشاگران برخاست. رویین در میان سرپرستانش که کمربند
قهرمانی جهان را بدست داشتند با سراپوش، دستکشها و کفشهای سپید از میان تماشاگران
و دوستداران پرشورش که نامش را پشت هم فریاد میزدند گذشت و به آوردگاه گام گذارد.
سراپوش را که درآورد ارازش نیز سپید بود. او چنین خوانده شد :
"و اینک رویین " فریاد شور و شادی ایرانیان در ورزشگاه « گهرمان » کرمان بیش از
پیش گسترش و پژواک یافت. گوینده سپس بانگ برآورد " : رویین تن ایران، قهرمان
جهان ." ایرانیان از سرافرازی و شادمانی سر از پا نمیشناختند.
در آوردگاه پدر و پسر برای نخستین بار یکدیگر را از نزدیک میدیدند. سرانجام پیکار آغاز
شد. سامی ده زمانک پی در پی بر پدر مشت کوبید هرچند رویین پا بر جا ایستاد. در فرجام
زمانک دهم و پایان پیکار برای همه تماشاگران و هواداران پرشور در ورزشگاه که رفته
رفته خاموش و ناامید شده بودند و بینندگانی که پخش زنده این پیکار را در سراسر
جهان پیگیری میکردند روشن بود که کدام مشتزن برنده شده است. داوران به پیروزی
سامی رای دادند و او را قهرمان نوین ابرسنگین مشتزنی جهان خواندند.
پس از پیکار رویین به رختکن سامان رفت تا پسرش را در آغوش گیرد و پیروزی و
قهرمانی را به فرزند شادباش گوید گرچه در ناباوری سامان دستکشهای زرین را بسوی
پدرش پرت کرد و به انگلیسی گفت :
" I don't need them. I would have won the title without them too."
"من به اینها نیازی ندارم. بدون اینها هم برنده میشدم. "
رویین دستکشهای زرین پدر را برداشت و رفت.
یکماه پس از آن در جهان ورزش همه جا سخن از پیکار برگشت سامی و رویین بود. اینبار
پیکار در نیویورک برگزار میشد. سامی بر آن بود که اینبار هرگونه شده رویین را با
مشتهای آهنین خود براندازد و با توانمندی هرچه بیشتر قهرمانی خود را نگهدارد.
روز پیکار فرا رسید. از یکسو رویین که گرداگردش را سرپرستان و همراهانش فرا گرفته
بودند با سراپوش سه رنگ سرخ و زرد و بنفش، دستکشهای زرین و کفشهای آراسته به
سه رنگ درفش کاویان با گذر از میان انبوه تماشاگران و هواداران سامی به آوردگاه گام
گذارد و از سوی دیگر سامی در میان گروه سرپرستان خود که کمربند قهرمانی جهان را در
دست داشتند با سراپوش، دستکشها و کفشهای آراسته به پرچم آمریکا از میان شور و
غوغای هزاران هوادارش که پیوسته نامش را فریاد میزدند گذشت و بدرون آوردگاه آمد.
رویین سراپوش کاویانی را درآورد. اِرازش نیز آراسته به رنگهای سرخ و زرد و بنفش
بود. تنها دستکشهای رویین بود که زرین بود. نام او را بلند خواندند :
The former Super Heavyweight Boxing Champion of the World
From Iran, Rooyin, the one who ruins
"قهرمان پیشین ابرسنگین مشتزنی جهان، از ایران، رویین، که میکند ویران. "
سامی هم که سراپوش خود را درآورد ارازش مانند پیکار پیشین آراسته به پرچم آمریکا بود.
او را چنین خواندند :
" And now the Super heavyweight Boxing Champion of the World,
From the United States of America, Sami, the one who rules."
" و اکنون قهرمان ابرسنگین مشتزنی جهان، از استانهای پیوسته آمریکا،
سامی، او که فرمانرواست."
هواداران دوآتشه سامی سر از پا نمیشناختند و با برافراشتن پرچمهای بزرگ آمریکا
که آنرا " ستاره ها و نوارها " میخوانند هیاهویی در ورزشگاه بزرگ نیویورک برپا کرده
بودند. پیکار برگشت پدر و پسر بر سر جایگاه قهرمانی مشتزنی ابرسنگین در سراسر
جهان زنده پخش میگشت و مردم در کشورهای گوناگون پیکار قهرمانی جهان را از گیرنده
های دیداری و شنیداری و خواندنی، نمایشگرهای بزرگ در شهرها و یا از گوشیها یا
چشمیهای همراهشان پیگیری میکردند.
زنگ زمانک نخست نواخته شد و دو مرد زیر نورافکنها در میان فریادها و غوغای فزاینده
انبوه تماشاگران چون دو کوه رویاروی هم جای گرفتند. سامی هر بار که مشت آهنین خود را
بسوی رویین پرتاب کرد با گارد پولادین رویین روبرو شد. ۵۵ دَمَک از زمانک نخست
گذشته بود و رویین هنوز مشتی رها نساخته بود. دَمَکشمار همینکه به دَم نخست رسید
مشت پولادین رویین بر سیمای سامی کوفته شد. سامی در میان آوردگاه به زمین افتاد.
داور شمارش واژگون را بالاسر سامی آغاز کرد هرچند سامی همچنان دراز افتاده بود. بد
مشتی از رویین خورده بود و نمیتوانست برخیزد. شمارش واژگون فرجام یافت و داور در
میان انبوه تماشاگران و هوادارانی که در ورزشگاه کم کم خاموشی گزیده بودند دست رویین
را بالا برد. بلندگوهای ورزشگاه پیروز پیکار و قهرمان نوین جهان را بازگو کرد :
" The Winner by Knock out & The New Undisputed Super Heavyweight
Boxing Champion of the World, The Legendary Rooyin."
"برنده با براندازی و قهرمان بی چون و چرای نوین ابرسنگین
مشتزنی جهان، رویین افسانه ای."
رویین کمربند قهرمانی جهان را پس گرفت و با نخستین پرواز از نیویورک راهی ایرانشهر
گشت.
سی سال پس از این رویداد در باشگاه « پولادین » ایرانشهر کنار پیکره زرین رویین جوانی
با دستکشهای زرین با پشتکار و پرکاری سرگرم مشتزنی و آماده سازی خود بود.
سال ۸۴۷۲ زرتشتی برابر ۲۵۵۰ کوروشی
داستانهای آیندنگر پندارهای «بهرام ایرانمند» پیرامون ایران آرمان است. ایران در جهان ایرانمند