اسپندگان

اسپندروز اسپندماه ۸۸۹۵ – اسپندآپاد اَباختر اسپند

مازیار بر آن است به همسر و دخترش ارمغان ویژه ای پیشکش نماید. ماهرو همسرش و ماهدخت دخترش هر دو شیفته گل هستند. گلستانها در اسپندآپاد تازه کشت شده اند و در جاهای دیگر اباختر اسپند هم همینگونه است. برای جشن اسپندگان شاید نمیتوان گل تر و تازه ای یافت گرچه از اباختران دیگر ایرانسپهر گلهای گوناگون به اسپند و شهرشان اسپندآپاد میرسد. میتوان هرگونه گل یا گلهای دلخواه را در یک چشم بهم زدن فراهم آورد هرچند گلی که سرشتین از خود اسپند بدست آید چیز دیگری است. شکوفایی و رنگ و بوی دگری دارد.

در همه جای ایرانسپهر همه سرگرم خرید اسپندگانی اند. رسانه ها هم گزارشهای بسیاری پیرامون اسپندگان دارند. در اسپندگان همواره پیوگانیها فزونی می یابد. زنان و مردانی که میخواهند پیوندشان را آغاز و دودمان نوینی درست کنند، اینروز را برای جشن پیوگانیشان برمیگزینند. از اینرو در اسپندگان پیوگانیهای فراوانی برگزار میگردد. مازیار اندکی پیش خود می اندیشد، در مژده گیران میتواند مژدگانی ویژه ای به همسر و دخترش بدهد. بیدرنگ برمیخیزد و رنگها را دست میگیرد. روی دیوار سپید نشیمن دست بکار میگردد. با رنگهای گوناگون میچرخد و میگردد.

در روز مادر زمین، در روز دختر اهورامزدا، در روز مهرورزان و شیفتگان، در روز همسر، در روز دختر، چون اسپهبد خورشید رنگآمیزد. اسپهبد بر دیوار دل کوهین دژش، مازیار به همانسان. همزمان میسراید و میخواند:

ماهدخت ماهرویم

خورشیدوار بسویم

اسپنتا آرمیتی

مهر زمین گیتی

میهن ماه مهین

شور سرود شیرین

نور جهانرویم

ماهروی پاکرویم

اسپندگان آمدست

مژده گیر دست بدست

اینرا میخواند و رنگها را با دست بر دیوار می آمیزد و پیچ و تاب میدهد. دیری نمیپاید نگاره ای پدیدار میسازد سراسر ستودنی. همزمان ماهرو و ماهدخت با ارمغانهای اسپندگان از راه میرسند و «سپنتا آرمیتی» را برابر خود میبینند. ماهرو و ماهدخت و مازیار همدیگر را در آغوش میگیرند، میفشرند، میبوسند و میبویند. مژدگانی مازیار دو گل است هریک در گلدانی. گلهای تر و تازه و خوش بوی و رنگی که انگار از خود ایرانزمین رسیده اند.

اسپندگان ۸۴۹۵